بحران مضاعف، پیرامون سرایت HIV

از ابتدای وجود بشر، مردم جوامع محلی بااحساس هویت جمعی، قوانین عرفی و احترام متقابل در اجتماعات زیست کردند. اما با پیشرفت جوامع درزمینه ایجاد نوآوری‌های پزشکی و توسعه بیماری‌ها،  سطح پایین آگاهی و سواد در جوامع به همراه تبعیض‌های اقتصادی و همچنین نبود حمایت‌های اجتماعی بحران‌های بزرگی را ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که امروز حق نداشتن اطلاعات در مورد بیماری‌ها و وضعیت سلامت بیشتر در این جوامع توسط مردم احساس می‌شود.

در حال حاضر در جهان، مدیریت بحران‌های بهداشتی و سلامتی یکی از مهم‌ترین اهداف دولت‌ها است. مدیریت بیماری‌هایی که نه‌تنها به لحاظ بهداشتی و سلامتی بلکه به لحاظ امنیت اجتماعی و فرهنگی  محل ایجاد مناقشات بسیاری است  ..

دستیابی به اطلاعات درزمینه سلامت نیز به‌عنوان یکی از استراتژی‌های مهم و عوامل اجتماعی اثرگذار بر سلامت افراد در درجه اول قبل از وقوع بیماری‌ها و در مرحله پیشگیری و در درجه دوم بعد از وقوع بیماری و مدیریت اطلاعات سلامت بیمار اهمیت دارد.

ویروس اچ آی وی جزء مهم‌ترین بیماری‌هایی است که  جهان در این سده به خود دیده است. بسیاری از کشورهای جهان نه‌تنها گایدلاین ها و دستورالعمل‌های درمانی و بهداشتی در مورد این بیماری را تقریباً هرسال به‌روز می‌کنند، بلکه ابعاد قانونی و اجتماعی مهمی را که در ارتباط با  این بیماری وجود دارد بررسی و تدوین می‌نمایند.

یکی از مهم‌ترین راه‌های پیشگیری در اجتماعات کوچک و محلی دستیابی به اطلاعات درباره این  بیماری است. اگرچه بسیاری از جوامع  در زمینه آگاه سازی به دلیل عدم دسترسی به داده‌های رسانه‌ای و کتب و مقالات علمی دچار فقر اطلاعاتی پیش از وقوع بیماری می‌شوند، اما دولت‌ها و حتی سازمان‌های غیردولتی در بسیاری از کشورها تلاش‌های بسیاری را در این جهت انجام می‌دهند.

از سوی دیگر جامعه و یا گروهی که به این بیماری مبتلا می‌شوند در معرض بسیاری از چالش‌های فرهنگی و اجتماعی در اجتماعات محلی قرار می‌گیرند.  در این وضعیت این جوامع نیازمند نوعی حمایت‌های قانونی و اجتماعی هستن و به نظر می رسد  توجه به ابعاد حقوقی ضروری می گردد،  به این ترتیب در وضعیت ابتلا به بیماری، عدم رعایت حقوق بیمار مبتلا و فاش‌سازی اطلاعات بیمار خطرساز است.

در جامعه‌ی مبتلا، سلامت جسمی بیمار در درجه دوم نسبت به وضعیت ذهنی بیمار قرار دارد.  آنچه افراد را بیش از بیش در وضعیت نابسامانی قرار می‌دهد وضعیت اکنون آنها به لحاظ  فرهنگی و اجتماعی و از دست رفتن حقوق انسانی و یا برچسب‌های فرهنگی جدیدی است که اکنون در برابر خود می‌بینند. مطالعات نشان می‌دهد که میزان مرگ و میر در بیمارانی که نیاز به توجه روان‌پزشک و یا حمایت‌های اجتماعی دارند در این وضعیت بسیار بیشتر است.

اگرچه بعد از وقوع چنین بحران‌هایی، به دلیل ندادن اطلاعات درست و به‌موقع به بیماران،  احتمال وقوع خطرات بعدی در جامعه محلی مانند: احساس انتقام به دلیل مقصر دانستن جامعه، وضعیت نابسامان اقتصادی خانوارها و افزایش ریسک فاکتورهای ناشی از ترس از تابوهای فرهنگی نیز وجود دارد. درنتیجه حقوق افراد در دستیابی به اطلاعات قبل از ابتلا و مهم‌تر از آن بعد از ابتلا به بیماری بسیار حائز اهمیت است.

محرمانه بودن اطلاعات بیمار بدان معنی است که اطلاعات بیمار شخصی و خصوصی است و بدون اجازه افراد به اشتراک گذاشته نمی‌شود. محرمانه بودن اطلاعات بیمار مبتلابه اچ آی وی نیز برای شخص مهم است. مطالعات بسیاری نشان داده که افراد مبتلابه HIV و ایدز در صورت اطلاع دیگران مبتلابه HIV هستند، خود را در مقابل نوعی تبعیض می‌بینند.

بسیاری از قوانین در دنیا، در مورد بیماری اچ آ ی وی، بر وضعیت اطلاعات بیمار با تأکید بر حریم شخصی و وظیفه پاسخ‌گویی به بیمار تأکید می‌کنند. برای مثال در قانون 148 ایالت پنسیلوانیا آمده است: که ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی یا ارائه‌دهندگان خدمات اجتماعی نمی‌توانند نتایج آزمایش اچ آی وی را بدون اجازه كتبی به جز در موارد محدود به اشتراک بگذارند.   وزارت بهداشت نیز موظف است گزارش‌های HIV را محرمانه نگه دارد و گزارش نتایج آزمایش اچ آی وی برای کمک به پیگیری هرچه بهتر این بیماری را پیگیری کند؛ اما به نظر می‌رسد فاش‌سازی اطلاعات بیماران در جوامع محلی و وجود رفتارهای تبعیض‌آمیز و سختگیرانِ بعدی، بحران را چند برابر می‌سازد.

متأسفانه در ایران  به نظر می‌رسد که برای وقوع چنین بحران‌هایی نه تنها درک لازم در حیطه پزشکی یعنی رابطه پزشک و بیمار بر اساس یک‌رویه منطقی وجود ندارد، بلکه با درگیر شدن یک جامعه روستایی  در آن، جای نیروهای اجتماعی آماده و آموزش‌دیده نیز خالی است و درنتیجه جامعه برای به حاشیه رانده نشدن و دفاع از ارزش‌های سنتی خود به اعتراض‌های مضاعف و تسکین پریشانی نسبت به نداشتن چنین حقوقی دست می زند. در این میان اقدامات امنیتی اگرچه می‌تواند مهم باشد اما جلوی جریان رسانه‌ها را باید با بررسی و تحلیل درست و علمی و حمایت‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه از وخیم شدن اتفاقات گرفت.

به‌علاوه افزایش مشکلات فقر، درگیری‌های دولت، نابرابری به‌عنوان بخش‌های اصلی معضلات اصلی اجتماعی، احساس ننگ این وضعیت را دوچندان می‌سازد.

این حق یک جامعه است که در نبود وضعیت مناسب اقتصادی، به حداقلی از اطلاعات مناسب برای سلامت خود و دست‌کم حمایت‌های اجتماعی در مورد چنین بیماری‌هایی دست یابد و بی‌تفاوتی و یا ایجاد فضا برای فشارهای بعدی وضعیت را بدتر خواهد کرد. همچنین مداومت بر اذعان سلب مسئولیت و پافشاری بر گردن نهادن بحران به خود جامعه راه‌حل مناسبی نیست.

به نظر می رسد در چنین وضعیتی خود دولت نیز نیازمند نوعی آگاه سازی است. همچنین دولت باید مطابق با نهادها و جوامع، برنامه‌هایی را ایجاد کند که شامل تماس با افراد، ارائه مداخلات قانونی، برنامه‌های آموزشی، گروه‌های خودیاری و پشتیبانی، ، برنامه‌های توان‌بخشی و پروژه‌های آموزشی باشد.

برچسب ها: انگ و تبعیض, بیماری‌های رفتاری, مشارکت

چاپ