کرونا کورجنسیت نیست

سیمین کاظمی

ویروس کرونا نه تنها (چنانکه برخی مدعی شده اند) دموکراتیک عمل نمی کند، کورجنسیت هم نیست. دموکراتیک عمل نمی کند چون نابرابری های اجتماعی، میزان مواجهه با بیماری و دسترسی به امکانات تشخیص و درمان آن را تحت تأثیر قرار می دهد. و کورجنسیت نیست، چون پیامدهای منفی اجتماعی و اقتصادی متعددی برای زنان به دنبال داشته است.

چنانکه که WHO می گوید تحلیل اولیه داده ها نشان داده که میزان ابتلای زنان و مردان تقریباً یکسان بوده ولی به نظر می رسد میزان مرگ و میر تا کنون در مردان بیشتر بوده است یعنی 58 درصد. در ایران بر اساس گزارش کمیته اپیدمیولوژی وزارت بهداشت در تاریخ 23 اسفند، نسبت ابتلا و مرگ و میر مرد به زن 4 به 1 بود، ولی در گزارش فروردین و اردیبهشت این نسبت ها تغییر کرد، به طوری که در گزارش اردیبهشت مردان 51.7 درصد و زنان 48.3 درصد مبتلایان را تشکیل می دادند و در مورد میزان مرگ و میر هم مردان 56.9 درصد و زنان 43.1 درصد فوتی ها بوده اند. بنابراین آمار ابتلا و مرگ و میر بر حسب جنسیت در ایران به آمار جهانی نزدیک شده است. در تبیین این یافته گفته شده، احتمالاً تفاوت مرگ و میر با بیماری های همراه مانند فشارخون، بیماری قلبی و ریوی مرتبط هستند که در مردان شایع ترند و اینها خود مشکلاتی هستند که با مصرف سیگار و الکل به عنوان هنجارهای رفتار مردانه مرتبط هستند.

پاندمی کرونا گذشته از آسیب جسمی و مرگ و میر، پیامدهای دیگری داشته که در این حوزه ها مشخصاً کورجنیست نبوده و مانند بحران های دیگر پیامدهایی برای زنان به دنبال داشته که عموماً کمتر دیده شده یا برای حل شان چاره ای اندیشیده شده است. این پیامدها قابل تقسیم به دو حوزه خصوصی و عمومی هستند.

حوزه خصوصی

در حوزه خصوصی و محیط خانواده، کار خانگی زنان در دوره اپیدمی کروناویروس افزایش یافت که خود شامل وظایف متعدد و متنوع می شود. از افزایش کارهای معمول آشپزی و شستشو و رفت و روب، تا وظیفه ضدعفونی کردن وسایل و لوازم و اقلام خریداری شده ، تا مراقبت از کودکان و سالمندان و بیماران.

با بسته شدن مدرسه ها و مهدکودک ها و ضرورت فاصله گذاری اجتماعی بار مراقبت و نگهداری از کودکان به تمامی بر دوش زنان افتاد که به ویژه زنان شاغل متحمل مشکلات بیشتری شدند. علاوه بر این زنان در دوره اپیدمی پرستار خانگی اعضای بیمار خانواده شان شدند که به کووید 19  مبتلا شده اما در بیمارستان بستری نشده و قرنطینه و استراحت و مراقبت مراقبت خانگی برای شان تجویز شده بود. این نقش جدید علاوه بر افزایش کار زنان، آن ها را در معرض ابتلا به بیماری قرار می دهد. علاوه بر این استرس و نگرانی برای محافظت از اعضای خانواده در برابر بیماری هم وجود داشت. نگرانی و استرسی که یک برساخته اجتماعی و جنسیتی است ولی برخی فمینیست های تفاوت گرا از آن تجلیل و آن را در قالب اخلاق مراقبت تئوریزه کرده و به آن صورت موجهی داده اند. موضوع دیگر خشونت مبتنی بر جنسیت علیه زنان است که در سراسر جهان و از جمله در ایران افزایش یافت و مشخص شد که زنان در روزهای قرنطینه آنهم در فقدان هر نوع حمایت و ملجأ و پناهگاهی بیشتر از پیش متحمل خشونت شده اند.

حوزه عمومی

نیروی کار زن در سیستم بهداشتی و درمانی: در بخش مراقبت سلامت در سراسر جهان حدود 70 درصد نیروی کار را زنان تشکیل می دهند که در ایران هم بخش عمده ای از کادر بهداشت و درمان زنان هستند. چنین وظایفی زنان را بیشتر در معرض خطر آلوده شدن به ویروس آنهم از بیمارانی که بار ویروس در آنها بالا است، قرار می دهد. از کل کارکنان بهداشتی مبتلا شده به کووید 19 در اسپانیا و ایتالیا به ترتیب 72 درصد و 66 درصد زن بودند. در ایران با شیوع بیماری کروناویروس زنان به عنوان بخش عمده ای از نیروی کار شاغل در سیستم بهداشت و درمان، با افزایش زمان کار، کشیک های اضافه و فرسودگی شغلی مواجه شده اند. از طرفی خدمات زنان با دستمزدی اندک انجام می شود و اکثراً رابطه استخدامی آنها، متزلزل و ناپایدار است که همین شرایطی را ایجاد می کنند که نتوانند برای مطالبات شان، به راحتی احقاق حق کنند.

پیامدهای اقتصادی: از آنجا که زنان (به خصوص در کشورهای کم درآمد) بیشتر در اقتصاد غیررسمی فعالیت می کنند، با شیوع بیماری کرونا ویروس، بسیاری از زنان شغل شان را از دست دادند، زنانی که به شکل خوداشتغالی کار می کردند، بیکار شدند، و بسیاری از زنان هم که دربخش خصوصی کار می کردند، مشمول تعدیل نیرو یا اخراج شدند. علاوه بر این با فوت مردان خانواده های فقیر به علت کووید 19 ، زنان بازمانده به جمع زنان سرپرست خانوار افزوده می شوند که برای تأمین معیشت با مشکلات مضاعف مواجه خواهند بود. یکی دیگر از پیامدهای اقتصادی افزایش ازدواج کودکان است که تحت تأثیر فشارهای اقتصادی در دوره اپیدمی کرونا ویروس پدیده کودک همسری افزایش یافته است.

نادیده گرفته شدن زنان در برنامه های مقابله با اپیدمی کرونا: در دوره اپیدمی کرونا ویروس اولاً نیازهای خاص زنان نادیده گرفته شد و برخی منابع بهداشتی که به خدمت رسانی به زنان اختصاص داشتند، حذف شدند، مثل خدمات مراکز بهداشت در حوزه مراقبت از زنان باردار و بهداشت باروری. که این موضوع ممکن است پیامدهای جدی از نظر عوارض مرتبط با بارداری و مرگ و میر مادران در پی داشته باشد. ثانیاً زنان در تصمیم گیری درباره این اپیدمی هیچ نقشی نداشته اند و کل تصمیم گیری بر عهده مردان و تحت مدیریت مردانه بود که همین می تواند یکی از علل نادیده گرفتن شرایط و نیازهای خاص طبقات و گروه های مختلف زنان باشد. در واقع به نظر می رسد، شرایط و نیازهای زنان در مواقع بحران به عنوان یک موضوع لوکس و بی اهمیت پنداشته می شوند که، اول از همه می توان آنها را کنار گذاشت؛ چنانکه در اپیدمی کروناویروس برای جبران کمبود امکانات درمانی به جای استفاده از ظرفیت های بخش خصوصی، بعضی مراکز بهداشت که محلی برای مراقبت از زنان باردار، کودکان و سالمندان است، به غربالگری کووید 19 اختصاص یافتند و ارائه خدمات به گروه های نامبرده متوقف شد.

تاب آوری در شرایط بحران برای همه گروههای اجتماعی یکسان نیست و گروه های فرودست به لحاظ طبقاتی، جنسیتی و قومیتی و نژادی ممکن است بیشتر از دیگران آسیب بییند. در دوره اپیدمی کروناویروس نیز آنچه به آسیب پذیری بیشتر زنان می انجامد علاوه بر نابرابری جنسیتی، نابرابری طبقاتی و فقر است که امکان مقابله با بیماری و پیامدهای مختلف همه گیری برای  زنان فقیرکاهش می یابد. از این روست که در هر بحران لازم است، گروههای آسیب پذیر و راهکار مناسب برای مشکلات شان اندیشیده شود.

چاپ