خودمراقبتی و نادیده گرفتن نابرابری های اجتماعی


سیمین کاظمی
آنچه که تحت عنوان خودمراقبتی برای پیشگیری از ابتلا به بیماری کروناویروس، از طرف مراجع بهداشتی توصیه می شود، اگر چه در نگاهی گذرا ساده، عقلانی و قابل دسترس و موثر به نظر می رسد، اما چون مبتنی بر برخی مفروضات غیر واقعی است، در نگاهی دقیق تر لوکس بودن  و غیرموثر بودنش آشکار می شود. 
یکی از مفروضات خودمراقبتی این است  که همه مخاطبان پیام های خودمراقبتی به سطحی کافی از امکانات دسترسی دارند. در واقع رویکردی که خودمراقبتی را برای دورماندن از بیماری تجویز می کند، تفاوت های طبقاتی را نادیده می گیرد و جامعه را به عنوان کلیتی همگن و با سطح دسترسی یکسان به منابع و امکانات می بیند.
از جمله توصیه های خودمراقبتی بیماری کروناویروس (وسایر عفونت های تنفسی)، جداسازی بیمار و فاصله گذاری اجتماعی است، غافل از اینکه وقتی اعضای خانوارهای تهیدست یا افراد همزیست فقیر  همگی در یک اتاق زندگی می کنند؛ یا کسانی  ناگزیر از استفاده از وسایل نقلیه عمومی هستند؛ یا کارگران در محیطهای کوچک نزدیک هم  کار می کنند، عملا این توصیه ها غیرممکن هستند. 
یکی دیگر از توصیه های خودمراقبتی در طی اپیدمی بیماری کروناویروس، شستشوی مکرر دستها و استفاده از مواد شوینده و ضدعفونی کننده است، این توصیه در شرایطی است که شمار قابل توجهی از جمعیت از آب بهداشتی محرومند و بضاعت مالی تهیه مواد شوینده و ضدعفونی کننده را ندارند. 
مفروضه دیگر  خودمراقبتی این است که کل جامعه منطبق با ادبیات و فرهنگ مسلط هستند؛ بنابراین برای اطلاع رسانی در مورد آن از زبان و ادبیات مسلط استفاده می شود و توصیه ها هم متناسب با فرهنگ مسلط است، بر اساس همین فرض است که توصیه های خودمراقبتی عمدتاً برای جامعه فارسی زبان، پایتخت نشین و تحصیلکرده ی طبقه متوسط و بالا  مناسب به نظر می رسند و نه برای همه جامعه ایران. علاوه بر این توصیه ها و پیام های خودمراقبتی از رسانه هایی منتشر می شوند که برخی گروههای اجتماعی به آنها دسترسی ندارند یا برای آنها قابل استفاده نیستند.  
خودمراقبتی در حضور نابرابری های عمیق اجتماعی، امری لوکس و تجملی به نظر می رسد که نه تنها بخش های محروم جامعه را در مقابل بیماری محافظت نمی کند، بلکه کارکرد واقعی اش پنهان کردن نابرابری ها و کاستن از بار مسوولیت دولت ها با واگذار کردن مسوولیت بیماری به فرد است. با برکشیده شدن خودمراقبتی به عنوان مهمترین راهبرد در حوزه سلامت، در واقع پیشگیری که مفهومی وسیع و مستلزم تحولات ساختاری برای تأمین سلامت همگانی است، به حاشیه رانده می شود، و به رفتارهای فردی تفلیل داده می شود. در یک جمله، خود مراقبتی اگر چه برای همگان لازم به نظر می رسد، اما نه کافی است و نه برای همه قابل تحقق است. 

چاپ