بیماری کووید 19 از منظر جامعه شناسی پزشکی

نشست تلگرامی بیماری کووید 19 از منظر جامعه شناسی پزشکی در تاریخ 22 فروردین برگزار شد. سیمین کاظمی مهمان این نشست ابتدا به بررسی بیماری کووید 19 از منظر جامعه شناسی پزشکی و سلامت پرداخت و سپس به سوالات حاضران پاسخ داد. در ادامه شرحی از سخنان ارایه شده در این نشست آمده است.COVID19

بیماری کووید 19 که ابتدا به صورت اپیدمی و بعد پاندمی شیوع یافت یک تروما و شوک جمعی بود که جوامع انسانی را غافلگیر و مستأصل کرده است. از منظر جامعه شناسی پزشکی، اپیدمی ها، مربوط به نظام قدیم مرض و دوره ای تاریخی بودند که سپری شده و پرونده آنها بسته شده بود. در واقع در دوره مدرن با بهبود سطح زندگی و پیشرفت های مختلف از جمله در حوزه پزشکی و تولید واکسن و آنتی بیوتیک حاصل شده بود، دیگر نگرانی بابت اپیدمی هایی مثل وبا و طاعون و آبله و سیفلیس به عنوان مهمترین مشکل سلامت در گذشته وجود نداشت، بعضی از این بیماریها علت باکتریال داشتند که با آنتی بیوتیک های آنتی باکتریال قابل درمان بودند و بعضی هم مثل آبله با واکسیناسیون ریشه کن شدند. این پیشرفت ها نوعی احساس کنترل بر بیماری را در بین جوامع و نظام های مراقبت سلامت ایجاد کرده است. اما با اپیدمی کروناویروس به عنوان بیماری ویروسی قابل سرایت از راه تنفسی این احساس اطمینان و کنترل داشتن بر اوضاع، متزلزل شده است. البته ما با بیماریهای جدید مثل HIV/AIDS هم در دهه های گذشته مواجه بوده ایم ولی بیماری کرونا ویروس جدید به علت راه سرایت تنقسی بیشتر از ایدز به عنوان خطر درک می شود و سلامت جامعه را تهدید می کند.

بیماری کروناویروس با عدم قطعیت همراه بوده است که شکاف بین دانستن ها و ندانستنها پیرامون آن عمیق و قابل توجه است. نه راه انتقال آن به طور قاطع شناسایی شده است و نه روش درمانی برای آن وجود دارد. حتی درمورد رفتار ویروس هم دانسته های محققان و دانشمندان اندک است بنابراین چنین وضعیتی که به محاسبه ناپذیری و پیش بینی ناپذیری این بیماری به مثابه خطر منجر شده موجب استیصال نظام های سیاسی و ترس و اضطراب افراد و اختلال در سازمان و نظم اجتماعی شده است. آنچه از منظر جامعه شناسی پزشکی اهمیت دارد، رفتار ها و واکنش های سطح خرد و کلان به بیماری کروناویروس است. در سطح خرد باید گفت، اپیدمی بیماری تنفسی این الزام را به همراه آورده که تعاملات اجتماعی روزمره قطع شود، از این رو انزوا و خانه نشینی یک رفتار سالم به حساب می آید و افراد باید رفتار هایی را برای مراقبت و محافظت از خود و دیگران در پیش بگیرند مثل استفاده از ماسک یا دستمال هنگام سرفه و عطسه یا شستن دست ها. یا اینکه در صورت بیمار شدن به مراکز درمانی مراجعه کنند.

اما آنچه به همنوایی افراد با این الزامات و ارزش های جدید منجر می شود، عموماً کمتر مورد توجه قرار می گیرد. اینکه آیا در خانه ماندن و کار نکردن برای همه افراد امکان پذیر است یا خیر؟ آیا همه افراد به امکانات بهداشتی دسترسی دارند یا خیر؟ آیا می توانند در صورت بیماری فاصله گذاری اجتماعی را رعایت کنند یا خیر؟ آیا درصورت بیمار شدن توان مراجعه به مراکز درمانی و استفاده از خدمات آنها را دارند یا خیر؟ در اینجاست که نقش عوامل اجتماعی در رفتارهای فردی و امکان همنوایی با الزامات اپیدمی آشکار و برجسته می شود. طبقه مهمترین عامل اجتماعی است که بر تبعیت از دستورات بهداشتی و ایمن ماندن نقش ایفاء می کند. طبقه اجتماعی تعیین می کند که آیا ما می توانیم بدون نگرانی از درآمد در خانه بمانیم یا خیر؟ ما به اندازه کافی آب و مواد بهداشتی در اختیار داریم یا خیر؟ در منزلمان اتاق به اندازه نیاز برای جداسازی فرد علامت دار داریم یا خیر؟ اگر یک کارگر مهاجر هستیم و بیمار شده ایم می توانیم بدون دغدغه هزینه به بیمارستان برویم یا خیر؟

طبقه اجتماعی است که دسترسی افراد به پیشگیری، تشخیص و درمان را تعیین می کند. در اپیدمی کرونا ویروس در حالی که بعضی منابع و امکانات مانند تست های تشخیصی و داروها کمیاب هستند، برخی بر اساس برخوردار بودن از ثروت و قدرت به راحتی و بدون اندیکاسیون تست می دهند که خودشیفتگی شان را ارضا کنند یا کروناپارتی برگزار کنند یا به داروهایی دسترسی دارند که عموم مرد م از آنها محروم هستند، داروهایی که به زعم پزشکان اثربخشی بیشتری دارند.

در سطح کلان، رفتار و واکنش های نظام های سیاسی و به تبع آن نظام های مراقبت سلامت به اپیدمی کروناویروس را می توان مورد توجه قرار داد. اقدامات نظام های بهداشتی و درمانی کشورها در دو حوزه پیشگیری از گسترش بیماری و مراقبت و درمان بیماران قابل بررسی است. در ایران، در حوزه پیشگیری از اپیدمی کروناویروس، واکنش با تأخیر و کندی صورت گرفت و انتظارات عمومی برآورده نشد. مثل بقیه بحران ها تعدد مراکز تصمیم گیری، رقابت های سیاسی و نامشخص بودن تصمیم گیرندگان اصلی موجب شد، نظام مراقبت سلامت نتواند برنامه پیشگیری در شرایط اپیدمی را بر اساس اصول علمی پیش ببرد.

در حوزه درمان بیماری، مهمترین مسأله کمبود امکانات بیمارستانی، شامل تخت های بیمارستانی، تخت آی سی یو، تست های تشخیصی و دارو است که این میزان امکانات پاسخگوی تعداد روبه تزاید بیماران نیست. برای همین راهکارهای اندیشیده شده تاکنون متناسب با امکانات قلیل موجود بوده است، مثل محدود کردن تست به افراد بدحالی که از تنگی نفس رنج می برند، و مدیریت سایر بیماران در مراکز سرپایی یا استفاده از سامانه ها و اپلیکیشن ها و پیگیری تلفنی که همه اینها با استفاده بیش از حد از نیروی کار شاغل در بخش دولتی بوده است.

در واقع مشکلات مقابله با اپیدمی وقتی قابل فهم است که بدانیم در طی دهه های گذشته نظام مراقبت سلامت در دو سطح نظری و عملی دچار تغییراتی شده است که منجر به تضعیف بخش عمومی شده است. یکی از اینها تغییر نگرش به سلامت از یک حق همگانی به کالا یا امتیاز است که برخلاف اصل 29 قانون اساسی بوده است. منطبق با همین نگاه تلاش شده است که به جای حل مشکلات حوزه سلامت و تأمین بودجه برای بیمارستان های عمومی، بخش خصوصی تقویت شود و حداکثر تلاش بر واگذاری بیمارستان های عمومی و امکانات عمومی سلامت به بخش خصوصی بوده است. در حال حاضر هم بخش خصوصی مشارکتی در درمان کووید 19 ندارد و یا حتی اگر مشارکتی داشته باشند به علت بالا بودن هزینه ها و پایین بودن قدرت خرید مردم، تعداد بسیار اندکی توان مراجعه به این بیمارستان ها را دارند.

اگر از واکنش ها به بیماری کروناویروس در سطح ملی فراتر برویم و به سطح بین المللی هم نگاه کنیم؛ می توان گفت در سطح بین المللی واکنش ها تا کنون در محورهای مختلفی بوده که در حوزه جامعه شناسی پزشکی می توان به بحث هایی اشاره کرد که به مقایسه میزان موفقیت و اقدامات کشورهای مختلف می پردازند، بحث هایی که درباره انسان ساخت بودن ویروس و سوءاستفاده قدرت های بزرگ مثل آمریکا یا چین از این دستکاری احتمالی می شود. بحث هایی که درباره پنهانکاری یا شفافیت دولت ها در ارائه آمار و ارقام مبتلایان و مرگ و میرهامی شود یا میزان وفاداری دولت ها به حقوق بشر در اعمال محدودیت ها. بحثی که بیش از همه بهش پرداخته می شود، نقش و عملکرد دولت چین در مواجهه با این بیماری است. در مورد چین ابتدا موجی از نفرت پراکنی نژادپرستانه علیه چینی ها در جهان پدید آمد، بعد از آن با کنترل نسبتاً موفقیت آمیز بیماری از این کشور تجلیل می شد، اما با ورود بیماری به کشورهای غربی و بالا رفتن تعداد مبتلایان و مرگ و میرهای شان و مقایسه با آنچه در چین دیده شد، تردیدها و شبهه ها در مورد عملکرد دولت چین آغاز شد و حتی سازمان بهداشت جهانی متهم به همکاری با چین شد و آمریکا تهدید به قطع بودجه ش کرد. به هرحال موضع گیری در این خصوص می تواند بر اساس نگرش و عقاید سیاسی افرادو رسانه ها و یا منافع دولت ها باشه و الزاماً نمی توان تشخیص داد که حقیقت بر زبان کدام یک جاری می شود.

مطلبی هم درباره واکسن و داروهای مؤثر بر کروناویروس جدید اضافه کنم که در حال حاضر انتظار و امید جامعه بشری از دانش پزشکی این است که هر چه زودتر برای این بیماری تدبیری بیندیشید و واکسن و دارویی برای این بیماری درست کند. اما واقعیت این است که دانش پزشکی به تنهایی برای رسیدن به این امید و برآورده کردن این انتظار کافی نیست و آنچه که تعیین کننده است، شرکت های بزرگ داروسازی هستند که دغدغه شان نه سلامت بشر، بلکه سود هست و تا وقتی که اطمینان پیدا نکنند، تحقیقات و تولیدات آنها سود مورد انتظار را برای شان به همراه می آورد ترجیح می دهند وارد این عرصه نشوند و به اصطلاح متحمل ریسک نشوند. در واقع در مناسبات سرمایه داری، رهایی بخشی دانش پزشکی دچار خدشه و محل تردید هست، و نباید چندان به آن امید بست.

موضوع دیگر این است که اپیدمی کروناویروس چه پیامدهایی داشته و خواهد داشت. در گذشته مهمترین پیامد اپیدمی ها، پیامدهای جمعیت شناختی بوده که اکثر اپیدمی ها کاهش شدید جمعیت را به دنبال داشته اند. مثلاٌ در طاعون سیاه قرن چهارده میلادی 26 میلیون نفر قربانی شدند. این اپیدمی در طول قرن ها تکرار می شدند و جمعیت عظیمی را از بین می بردند. مشکلات تغذیه و گرسنگی همراه با مرگ و میر بیشتر بود و این مرگ و میر و کاهش جمعیت با اختلال در کشاورزی و تشدید مشکل گرسنگی دربین فرودستان همراه بوده است. علاوه بر این اپیدمی ها پیامدهای سیاسی هم داشته اند مثلاً آبله و سرخک که جمعیت های سرخ پوست در آمریکا را از بین می برد ، زمینه را برای فتح این سرزمین توسط اروپایی ها در قرن 16 فراهم کرد.

اما در دوره مدرن و در زمانه ای که ما زندگی می کنیم پیامدهای اپیدمی متفاوت از گذشته است. این اپیدمی هنوز به تغییر جمعیت شناختی منجر نشده و میزان قربانیان در مقایسه با گذشته بسیار کم است. اما می تواند پیامدهایی در سطوح مختلف سیاسی اقتصادی و فرهنگی داشته باشد. مهمترین پیامد آن پیامدهای اقتصادی بوده که به بیکاری و رکود منجر شده، به لحاظ اجتماعی نحوه تعاملات اجتماعی را تغییر داده، موجب ترس و اضطراب و وسواس و احساس ناامنی در فضای عمومی شده است. روابط شخصی حداقل برای مدتی در خاطره جمعی ما به عنوان امری خطرناک ماندگار خواهد شد.

تغییرات دیگری هم ایجاد خواهد کرد مثل اهمیت اینترنت و کنشگری آنلاین چه برای ارتباطات و تعاملات اجتماعی چه برای اشتغال و آموزش. که البته همین افزایش اهمیت اینترنت ممکن است به علت نابرابری هایی که در دسترسی به آنها وجود دارد موجب تبعیض های اجتماعی بشود. مثلا در همین شرایط کودکانی که والدین شان گوشی هوشمند برای ارتباط با معلم ندارند و یا به دلایلی امکان آموزش به آنها را ندارند از درس عقب می مانند. یکی دیگر از پیامدها شکل گیری و تقویت تله مدیسین و پزشکی از راه دور هست. اپیدمی کروناویروس جدید پیامدهای محیط زیستی منفی و مثبت هم به دنبال داشته است، از طرفی باعث افزایش مصرف آب و نیز مصرف بیش از حد ماسک و دستکش و وسایل یک بار مصرف شده ولی از طرف دیگر موجب کاهش آلودگی هوا و گازهای گلخانه ای شده است. از دیگر پیامدها می تواند به تغییر سبک زندگی افراد اشاره کرد، که کاهش مصرف فست فودها را به دنبال داشته ولی از سوی دیگر خانه نشینی منجر به کاهش تحرک شده است. از تبعات اپیدمی کروناویروس کاهش مراقبت های بهداشتی و درمانی درنظام مراقبت سلامت برای افراد در معرض خطر مثل زنان باردار، افراد مبتلا به بیماری های مزمن و سایر گروه های نیازمند است که هم به علت شیوع بیماری و اختصاص فضاهای بهداشتی و درمانی به کنترل اپیدمی و هم الزام مردم به خانه نشینی و ترس و وحشت از فضاهای بهداشتی-درمانی کاهش یافته است.

اپیدمی کروناویروس جدید، در حوزه پزشکی و مراقبت سلامت، این پیام را به تمام جوامع رساند که سلامت یک حق همگانی است و کالا نیست و دولت ها برای تأمین سلامت همگانی مسؤول هستند و سیاست های نئولیبرالیستی برای حوزه سلامت ممکنه فاجعه آفرین باشند. از طرفی این اپیدمی باعث احیای آلتروئیسم یا دگردوستی و برجسته شدن این وجه از شغل پزشکی شد. در سراسر جهان پزشکی قهرمانانه متداول شده و حتی بعضی از سیاستمداران و سلبریتی های پزشک به سر کار پزشکی شان برگشته اند. از پزشکان و پرستاران به مثابه قهرمانان و ایثارگران تجلیل می شود و در ایران و چین از جانباختگان به عنوان شهید یاد می شود. این در حالی است که این وجه انساندوستی پزشکی به علت تجاری شدن پزشکی فراموش شده بود و اعضای این حرفه تا پیش از این مورد انتقاد شدید بودند.
در اینجا به صدای نشست گوش دهید.

 

چاپ