رابطه پزشکان و جامعه و بازسازی آن

 پنل نقد و بررسی جریان ضد پزشک بیستم آذر  98 در سالن کنفرانس ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی ایران با حضور جمعی از دانشجویان و اعضای هیات علمی این دانشگاه برگزار شد. سخنرانان این مراسم  سیمین کاظمی، امیرحسین جلالی و فاطمه بهمنی بودند. در ادامه برنامه بحث و گفت و شنود با مشارکت حاضران و سخنرانان صورت گرفت. انچه در زیر می خوانید، متن سخنرانی سیمین کاظمی با عنوان «رابطه پزشکان و جامعه و بازسازی آن» است.

اantidoctorبتدا باید پرسید آیا آنچه در ایران بین جامعه و پزشکان می گذرد، یک «جریان ضد پزشک» است و وقتی که به این پدیده، "جریان ضد پزشک" اطلاق می شود، چه معنایی به طور ناخواسته از آن مستفاد می شود؟ پاسخ این است که وقتی پزشکان، انتقادات از نهاد پزشکی و پزشکان را جریان ضد پزشک می نامند، دو معنی به ذهن مخاطب منتقل می شود، اول اینکه نهاد پزشکی بی عیب و بری از نقص است، دوم اینکه انتقاداتی که صورت می گیرد، کورکورانه و بی اساس هستند و نوعی ستیز و دشمنی بی دلیل با پزشکان وجود دارد. وقتی چنین رویکردی به نقد نهاد پزشکی وجود داشته باشد، توضیحی هم که اکثراً برای آن ارائه می شود ، یک توضیح روانشناختی است که بسیار دیده و شنیده می شود: اینکه منتقدان پزشکی اکثراً عقده ای، در پی خودنمایی و کسب شهرت، ناکام و دارای مشکلات شخصیتی هستند! چنین توضیحی در واقع نشان دهنده موضع صرفاً تدافعی پزشکان و انتقادناپذیری انها است و کمکی به رفع مشکل نخواهد کرد. در حالیکه اگر از منظری جامعه شناختی به این مساله نزدیک شویم، دیگه جریان ضد پزشک معنایی ندارد، بلکه انتقاد و نارضایتی از نهاد پزشکی و پزشکان به عنوان در دسترس ترین کنشگران این نهاد، برجسته می شود. ایلیچ به عنوان یکی از تندرو ترین منتقدان پزشکی در کتاب پزشکی آفت زا می نویسد: «همان طور که کپرنیک جایگاه زمین را در منظومه شمسی و نظام کیهانی نفی و رد می کرد و نه وجود زمین را، ما هم پزشک و دارو را انکار نمی کنیم بلکه جایگاه فعلی آنها در جامعه ای که پزشکان را به مقام خدایی رسانده مورد ایراد قرار می دهیم».

اگر علل و عوامل انتقاد و نارضایتی از نهاد پزشکی و در صف اول آن پزشکان را مورد بررسی قرار دهیم عمدتاً سه دسته از عوامل را می توان دخیل دانست:

1-ویژگی های پزشکی نوین:

دو ویژگی عمده پزشکی مدرن شامل رویکرد زیست پزشکی Bio-medical به بیماری و سلامت و نیز حرفه ای گری در پزشکی از ویژگی هایی هستند که تضاد و تقابل پزشکان و جامعه را تولید می کنند. رویکرد بیومدیکال به بیماری و سلامت رویکردی است که به جنبه های اجتماعی و حتی روانشناختی بیماری کمتر توجه دارد و محصول ان یک پزشکی بی عاطفه است که قادر به درک شرایط اجتماعی بیماری و دغدغه ها و نگرانی های بیمار نیست. ویژگی دیگر پروفشنالیزم پزشکی Medical Professionalism است که با نفوذناپذیر کردن پزشکی، امکان نظارت بر پزشکی را کاهش می دهد و دانش پزشکی را به امری رازگونه و انحصاری تبدیل می کند که دیگران شایستگی اظهار نظر یا مداخله در ان را ندارند. چنین ویژگی هایی با امکان پذیر کردن سلطه پزشک و قدرت نامتوازن در رابطه پزشک و بیمار واجد پتانسیل شکل گیری تضاد در رابطه پزشک-بیمار یا پزشکان با جامعه است، علاوه بر این فقدان شفافیت و نظارت گریزی پزشکی را به دنبال می اورد.

2-نظام بهداشتی درمانی که خود متأثر از ساختار سیاسی-اقتصادی است، دومین عامل در وضعیت کنونی پزشکی است که موجب نارضایتی جامعه و نقد پزشکی شده است. در ساختار اقتصادی-سیاسی ایران بعد از سالهای جنگ و طی شدن دهه اول انقلاب، یک چرخش و تغییر رویکرد در حوزه اقتصادی صورت گرفته و تمایل به سیاست های اقتصاد بازار آزاد بیشتر شده است و همین امر تمام زندگی فردی و اجتماعی ما را تحت تأثیر قرار داده است. سیاست های نئولیبرالیستی شامل کاهش تصدی گری دولت، واگذاری اموال عمومی به بخش خصوصی و تشدید و تسریع روند خصوصی سازی، مقررات زدایی، کاهش خدمات اجتماعی در این سه دهه تداوم داشته است. یکی از موضوعات که تحت تأثیر این سیاست ها قرار گرفته و موجب نادیده گرفته شدن اصل 29 قانون اساسی شده، سلامت است. در این راستا آنچه رخ داده است، تفوق نگاه کالایی به سلامت و نادیده گرفتن آن به عنوان یک حق بوده است. در شرایطی که گفته می شود هشتاد درصد مردم با داشتن بیمه هم قدر به استفاده از خدمات بیمارستان های خصوصی نیستند و عمده مراجعات به بیمارستان های عمومی است، اما در حال حاضر تلاش عمده بر تقویت بخش خصوصی و کاستن از خدمات بخش عمومی است. اگر چه طرح تحول سلامت برای دسترسی همگانی به سلامت طراحی می شود اما همزمان شاهد خصوصی شدن و برونسپاری بهداشت و درمان بوده ایم. تبعات این نگاه کالایی به سلامت طبقاتی شدن سلامت و دو کیفیتی شدن خدمات سلامت بوده که بیماران را بیش از پیش دربرابر پزشکان به عنوان کنشگران خط اول نهاد پزشکی قرار می دهد. نگاه کالایی به سلامت باعث ارجحیت درمان بر پیشگیری شده، چنانکه در بودجه ها و دستمزدها و پرسنل و تربیت پزشک و ... درمان بر پیشگیری مقدم است. این نگاه کالایی به سلامت در تضاد قرار می گیرد با ادعای نوعدوستی و بی طرفی پزشکی؛ چون تعقیب منافع شخصی درمانگران و ترجیح آن بر مصلحت بیمار را به دنبال دارد که خلاف انتظار از نقش پزشک است.

3- تغییرات اجتماعی سومین عامل مؤثر در تغییر رابطه بیمار/جامعه و پزشک هستند. افزایش شهرنشینی، فردگرایی، افزایش تحصیلات، ارتباط و تعامل با جوامع دیگر و... از پزشک عواملی هستند که باعث آشنایی بیشتر جامعه با حقوق فردی و اجتماعی شده، توقعات و انتظارات از پزشک را تغییر داده اند و سلطه پزشک در رابطه با بیمار و نیز محرومیت از سلامت را تحمل ناپذیر کرده اند.

برخی راهکارهای زیر ممکن است به بازسازی رابطه پزشکان و جامعه کمک کنند:

  • پذیرفتن انتقادات و ضعف های نهاد پزشکی و بازاندیشی در رویه جاری
  • اصلاح و تغییر ساختار بهداشتی درمانی، بازشناختن سلامت به عنوان حق همگانی، توسعه بخش عمومی بهداشت و درمان سلامت رایگان و در دسترس
  • رویکرد اجتماعی به سلامت و بیماری، جایگزین مدل بیومدیکال شود
  • اصلاح آموزش پزشکی
  • بازگشتن به «پیشگیری مقدم بر درمان است» به طور عملی و نه شعاری. پیشگیری نیازمند بهبود زمینه های اجتماعی سلامت شامل رفاه اجتماعی، غذا، مسکن، اشتغال، تفریح، سلامت روانی و آگاهی و ... است. بدون توجه به اینها تنها چرخه تولید بیماری و فروش کالای درمان رونق می گیرد.

چاپ